تاریخ : چهارشنبه, ۷ آبان , ۱۳۹۹ 12 ربيع أول 1442 Wednesday, 28 October , 2020

اخبار ویژه

هیچ کشوری قهرمان نیست، اتحاد جهانی تنها راه شکست کروناست! ۴۰ درصد زنان بالای ۵۰ سال به پوکی استخوان مبتلا هستند فوبیای کرونا از خود ویروس خطرناک‌تر است آزمون آیلتس ۶ میلیون تومانی شد برای جمهوری اسلامی ایران امنیت مناطق مرزی، بسیار مهم و خط قرمز بوده و نباید آسیبی به آنها وارد شود ظرفیت تمامی تخت های کرونایی در تبریز تکمیل شده است دستگیری باند حفاری غیرمجاز و کشف دستگاه فلزیاب در شهرستان کلیبر افزایش ۶ درصدی صدمات ناشی از نزاع در آذربایجان شرقی بوستان مدافعان سلامت در تبریز افتتاح شد شایعه سازان تجارت اعضای بدن در تبریز دستگیر شدند به هیچ وجه کالاهای فرانسوی نخرید آمریکا وزیر نفت را تحریم کرد تراز آب دریاچه ارومیه ۶ سانتی متر کاهش یافت قطار گرانی به گوشت قرمز رسید پیامدهای پیروزی ترامپ بر آینده سیاسی ایران حمله تروریستی مهیب در ترکیه/ ۲ نفر کشته شده اند سرقت از مغازه نقره‌فروشی در تبریز ناکام ماند تولید ۱۸ هزار تن انواع گیاهان دارویی در استان ظریف: سازمان ملل در برابر یکجانبه گرایی و جنگ بایستد نوبخت: لایحه بودجه ۱۴۰۰ با اصلاح ساختار تقدیم مجلس می‌شود

1
نازیلا آصفی:

اگر خدمت به مردم و کنار مردم بودن تبلیغ است،مشکلی با آن ندارم/ تعصب خاصی به جامعه کارگری دارم/ساعی رسالت نمایندگی را به جا نیاورد

  • کد خبر : 2259
  • 15 شهریور 1399 - 9:53
اگر خدمت به مردم و کنار مردم بودن تبلیغ است،مشکلی با آن ندارم/ تعصب خاصی به جامعه کارگری دارم/ساعی رسالت نمایندگی را به جا نیاورد
در ایران اگر خانم های ما به جایی رسیده اند، واقعا با چنگ و دندان بوده. چرا باید اینگونه باشد. آیا آقایان اِشکال و تخلفی نداشته اند؟

عضو شورای اول شهر تبریز و از اولین بانوانی که به شورای شهر راه یافت، نازیلا آصفی بود. به پای صحبت های اولین معاون فرماندار زن کشور نشستیم و گپی صمیمانه که خواندن آن خالی از لطف نیست.

نازیلا آصفی، متولد ۱۳۴۱، متاهل، دارای مدرک دکترای مدیریت کسب‌ و کار، با توجه به اینکه لیسانم را در رشته کارشناسی شیمی گرفته بودم، از سال ۱۳۷۲ در واحدهای صنعتی مشغول به کار شدم. اوایل در واحدهای صنعتی کوچک به عنوان مسئول کنترل کیفی فعالیت داشتم. از سال ۷۵ تا ۷۸ درست قبل از ورود به شورای شهر، به عنوان تنها خانوم در واحد یک صنعتی با ۸۰۰ نفر کارگر مرد کار می کردم. واقعیت این است که واحدهای صنعتی شرایط کاری سختی دارند اما با توجه به اعتماد به نفسی که دارم و آن را مدیون خانواده ام مذهبی، سنتی و با فرهنگ خودم هستم  که خوشبختانه تفاوتی بین زن و مرد در خانواده قائل نبودند، توانستم در چنین فضایی سال ها کار کنم و معتقدم اگر انسان ها با صداقت با یکدیگر رفتار کنند، تفاوتی بین مرد و زن، تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده نیست. صفا و صمیمیت و یکرنگی موجود در آن کارخانه باعث شد تا من و کارگران مانند برادر و خواهر در غم و شادی هم شریک باشیم.

 

  • چطور وارد شورا شدید؟

 

علیرغم اینکه به من به عنوان مسئول کنترل کیفی در کارخانه کار می کردم و شرایط کاری کارگران ربطی به عنوانم نداشت، همیشه در رابطه مشکلات کارگران با مدیریت صحبت می کردم یکبار که در ارتباط با حق و حقوق کارگران نزد مدیر کارخانه رفته بودم، مدیر گفت، تو که اینطور از حق این قشر دفاع می کنی برو و در انتخابات شورای شهر ثبت نام کن. همانروز موضوع را با همسرم مطرح کردم، از قضا آنروز به همسر من که در نظام مهندسی مشغول بود طی جلسه ای گفته شده بود که در انتخابات شورای شهر شرکت کنند. و همسرم مرا تشویق کرد تا وارد این عرصه شوم. این استارت اولیه بود و من ثبت نام کردم. آن زمان از بین یک هزار و ۲۰۰ نفر شرکت کننده، تنها ۱۱ نفر قرار بود انتخاب شود و علیرغم اینکه من از امکانات مالی برای تبلیغات برخوردار نبودم، بین افراد بزرگ و نامدار شهر رتبه دوم را کسب کردم ومی توانم بگویم این را مدیون آن ۸۰۰ نفر کارگر کارخانه هستم.

 

  • آن زمان نگاه شما به شورا چگونه بود؟

علیرغم اینکه در خانواده ما افرادی اهل سیاست بودند، من به شورا به عنوان نهاد سیاسی ورود نکردم. شورا نهادی است که برای خدمت به مردم و رفاه حال آنها و رفع مشکلات شهروندان تاسیس شده است، در واقعیت هم شورا باید این وضعیت را حفظ می کرد، اما متاسفانه می بینیم که الان کاملا به نهاد سیاسی تبدیل شده است.

من هنگام حضور در شورای شهر، چهار سال خالصانه کنار مردم شهر بودم و صداقت خودم و ارتباط تنگاتنگی که با مردم دارم افتخار می کنم. به نظر من وظیفه اعضای شورا فقط شرکت در جلسات شورا نیست. با هفته ای دو بار حضور در جلسه مشکلات مردم حل نمی شود برای همین من مانند یک کارمند از صبح تا ظهر در دفترم در شورا می‌نشستم.

 

  • از فعالیت های خود برایمان بگویید!

همزمان با حضور در شورای شهر، در دوران اصلاحات، رئیس جمهور وقت، من به عنوان اولین معاون فرماندار زن در ایران انتخاب شدم و برای همین تمام وقت خودم را صرف دیدارهای مردمی کردم. خودم به محله ها و خانه های مختلف می رفتم. گاها از در دوستان در شورا می گفتند که این حرکت نوعی تبلیغ است و من در جواب آنها پاسخ می دادم اگر خدمت به مردم و کنار مردم بودن تبلیغ است، برای من مشکلی ندارد. همین نزدیکی با همشهریان باعث شد تا در دور دوم انتخابات شورا که نزدیک ۷۰۰ نفر شرکت کننده داشت، نفر اول شدم، آن هم بدون هیچ گونه صرف هزینه و تبلیغ. راز موفقیت من این بود که چهار سال خالصانه کار کرده بودم و کنار مردم بودم.

شش ماه از حضورم در شورای دوم نگذشته بود که انتخابات مجلس ششم شروع شد و تمام دوستانم اصرار کردند که در انتخابات شرکت کنم و می دانستم که حتما رای می آورم ولی قبول نکردم چرا که دوست نداشتم رای مردم را پله ترقی خودم قرار دهم و هنوز هم پشیمان نیستم. در کنار این فعالیت ها مسئول خانه کارگر خواهران استان هم بودم. هم چنین در چندین کارخانه به عنوان مشاور بدون دریافت حق و حقوق در کنار کارگران حضور داشتم. الان هم خودم را متعلق به جامعه کارگری می دانم، ضمن اینکه نماینده جامعه بانوان بودم، ولی تعصب خاصی به جامعه کارگری دارم. و در نهایت از سال ۸۳ مشغول به تدریس در دانشگاه شده ام.

 

  • مسیر سیاسی ایران را چطور می بینید؟

همیشه شاهد بوده ایم هر چیز نوپایی پُر از اِشکال است. مانند بچه که به مروز زمان تکامل می یابد، اما متاسفانه کودک نوپای شورای شهر نه تنها تکمیل نشد، بلکه به نظر من کاملا تضعیف شد. نه فقط شورا که در تمام زمینه ها این اتفاق افتاد. بعد از انقلاب اسلامی کارهای زیادی در کشور انجام شد و روند امور خوب جلو می رفت اما پیشرفتی که طی این چهل سال در بعدهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … باید صورت می گرفت، محقق نشد. به عبارتی پسروی کرده ایم تا پیشرفت. این در حالی است که زمان انقلاب با مشکلات زیادی مواجه بودیم، معمولا ۳-۴ سال طول می کشد تا بعد از انقلاب کشورها به شرایط عادی برگردند، در این شرایط چند سال بعد از انقلاب، ایران وارد یک جنگ هم شد اما به نظر من امروز ما خیلی ضعیف تر از آن روزها هستیم. عقب‌گرد کرده ایم، مردم افسرده و دل نگرانند وضعیت مسکن، ازدواج جوانان و… هستند.

در حالی که بیست سال قبل که تازه جنگ را پشت سر گذاشته بودیم، شرایط از لحاظ معنوی و اقتصادی بهتر بود ولی الان تضعیف شده است. در رابطه با نهاد شورا باید بگویم وقتی ما دور اول شورا را تحویل گرفتیم، خودمان شخصا اقدام به تجهیز آنجا کردیم، جلسه می گذاشتیم و قانون می نوشتیم، این ها تماما در دور نخست شورا انجام شد مثل اینکه بخواهیم بچه ای را تر و خشک کنیم، در دور دوم کارها باز خوب جلو رفت اما متاسفانه به جای اینکه با گذشت زمان قوانین شورا کامل تر شود، اوضاع بدتر شد. نه تنها در تبریز که در اکثر شهرها این اتفاق افتاد. اعضای شورا رسالت واقعی شان را فراموش کردند. رسالت عضو شورا نظارت بر اجرای قوانین است نه اجرای قانون و دخالت در آن. هر کسی ساز خودش را می زند.

من بارها به مردم هم گفته ام که شاید اگر شورا نبود، شهر بهتر از این اداره می شد، چون واقعا کاری انجام نشده است، نمی گویم استخدام افراد در شهرداری بد است، اینها هم بچه های خود شهرمان هستند، اما باید افرادی بیایند که واقعا شایستگی دارند.

 

  • عملکرد دولت روحانی در حوزه بانوان را رضایت بخش می دانید؟

در ایران اگر خانم های ما به جایی رسیده اند، واقعا با چنگ و دندان بوده. چرا باید اینگونه باشد. آیا آقایان اِشکال و تخلفی نداشته اند؟ باید اعتراف کنیم در هر حوزه ای که خانم وجود دارد، آنجا جدیت بیشتر است، فضا تلطیف می شود و تخلف کمتر است.

من اصلا فیمینیست نیستم. زمانی که می رفتم در دبیرستان ها برای دختران سخنرانی می‌کردم، می گفتم که در شرایط مساوی اگر تحصیلات خانوم و آقایی برابر باشد، من خودم آقا را استخدام می کنم، چون آقا گرداننده خانواده است اما این بدان معنی نیست که پاداش خانم و آقا باید متفاوت باشد. چطور می شود در اداره ای که خانم و آقا با هم و برابر کار می کنند، حقوق و پاداش خانم ها کمتر است؟ آیا خانم های ما کم کاری می‌کنند؟! حقوق خانم ها در ایران اصلا رعایت نمی شود. من خودم افغانستان را کشور عقب افتاده ای می دانستم اما روزی دیدم که قانونی مصوب کرده اند که باید ۲۵ درصد نمایندگان مجلس زن باشند. ما تاریخ کهنی داریم و زنان ایرانی همواره جایگاه ویژه ای در تاریخ داشته اند، اما چرا نباید ما حداقل سه وزیر زن در کابینه نداشته باشیم. چه عیبی دارد وزیر ارشاد، ورزش، مسکن زن باشد؟!

حساس ترن پست وزارتی در آمریکا را یک خانم بر عهده داردپس چرا ما نمی توانیم؟

تا امروز هیچ دولتی در ایران به خانم ها بها نداده است، در دولت آقای روحانی هم هیچ کاری انجام نشد. وقتی خانومی مدیر کل وزارتخانه ای می شود، همه شروع می کنند به  بَه‌بُه چَه‌چَه کردن، و با این کار سر خانم ها منت می گذارند. در حالی که خانم های شایسته زیادی در کشور داریم.

هیچ کس به منی که امروز توانسته ام از شورای شهر یا فرمانداری سر دربیاورم، کمک نکرده است. منِ زن واقعا برای اینکه معان فرماندار باشم، سختی های زیادی می کشم و حاشیه های زیادی می بینم، چرا برای یک آقا این اتفاق ها نمی افتد؟ چرا من باید با چنگ و دندان این پست را بگیرم و از رئیس خود بابت این لطف ممنون هم باشم. نمونه اش در همین استانداری است که خیلی بخواهند لطف کنند، خانم ها را به عنوان مدیر کل بانوان انتخاب می کنند و آن را هم اگر خجالت نکشند، آقا می گذارند.

در سیستان بلوچستان چند خانوم مدیر داریم، اما در تبریز که شهری تاریخی و انقلابی است و مردمی روشنفکر دارد، تعداد مدیران زن محدود است. آموزش و پرورش جایی است که به راحتی می توان مدیر کل زن آورد. ما در ایران یک زن استاندار هم نداریم چه اتفاقی می افتد، اگر مثلا استاندار خانم باشد. در سوئد یک خانم ایرانی می شود فرماندار یک شهر.

 

  • عملکرد خانم ساعی در مجلس را در حوزه زنان چطور ارزیابی می کنید؟

 

خانم ساعی رسالت نمایندگی را به جا نیاورد. مردم هم از عملکرد وی ناراضی بودند. در رابطه با مسائل بانوان هم کار خاصی انجام نداد.

خانوم ساعی نه تنها برای شهر کاری نکرد، ارتباطی با خانوم ها نداشت،. من به عنوان یک زن در تبریز فرد شناخته شده ای هستم، خانوم ساعی حتی یکبار هم با من ملاقاتی نداشت. شاید از ملاقات با من و امثال من که رقیبی برایش محسوب می شدیم، می ترسید. خانوم ساعی در حوزه فرهنگ هیچ کاری انجام نداده است.

 

  • وضعیت جامعه کارگری مخصوصا در حوزه بانوان را چطور می بینید؟

 

به نظر من در خانه کارگر کار خاصی  انجام نمی شود. من نمی‌گویم که باید از حقوق کارگر دفاع کنیم و حقوق کارفرما ضایع شود، در چرخه تولید یک بازو کارگر و یک بازو کارفرما است و اگر از کارفرما حمایت نشود، مشکلات زیادی به وجود می آید. زمانی که در فرمانداری بوم در جریان برگزاری کمیسیون کارگری و بازدید از کارخانه ها مشکلات هر دو قشر را می دیدیم و این ها را در نظر می گرفتیم.

من نظرم این است که خانه کارگر اقدام خاصی در رابطه با حقوق کارگری انجام نداده است. در این بین حقوق کارگران زن واقعا تضییع شده است. ما همیشه می بینیم هنگام جذب نیروی کار در کارخانه ها دختران مجرد در اولویت هستند، یعنی در عمل آن ها را از حق ازدواج محروم می کنیم، یا اگر ازدواج کرده باشند، می گویند نباید بچه دار شوی و باز هم از حق طبیعی خود محروم می شود.

شرایط جامعه در ایران طوری بوده که خانوم ها همیشه یا در قسمت بسته بندی و سطوح پایین کارخانه ها کار کرده اند، البته الان چون تحصیلات بالا رفته شاهد حضور بانوان در خط تولید و مسئولیت های بالاتر هستیم، اما بیشتر زنان را در پست های پایین دیده ایم.

در این شراط باز هم می بینیم حقوق کارگر خانم و آقایی که در یک بخش واحد کار می کنند، برابر نیست و زنان با کار برابر حقوق کمتر می گیرند.زمانی که من در شورا بودم از من پرسیدند در حوزه بانوان چه کاری انجام داده اید و من گفتم در ابتدا من نماینده کل مردم شهر هستم اما در کنار این گوشه چشمی بیشتر به حوزه بانوان دارم.

 

مشکل کارگران فقط بحث حقوق نیست. جامعه کارگری باید از یکسری امتیازات برخوردار شود و با آرامش خاطر کار کند و مخصوصا کارگران فصلی. البته اکنون در جریان دقیق نیستم، اما یک زمانی شاهد بودیم قراردادهای ۸۹ روزه بسته می شد. اگر کارگران ژاپنی را با سایر کشورها مقایسه کنیم، می فهمیم که چقدر شرایط تفاوت دارد. در ژاپن کارگر برای تمام عمر استخدام است و فقط در صورت مرگ و نقص عضو یا درخواست شخصی، از کار در می آید. و امنیت شغلی بالایی دارد. امنیت شغلی، امنیت فکری می آورد. کارگر در ایران هیچ وقت به آینده مطمئن نیست و همیشه فکرش ناجمع است، برای همین دستش داخل دستگاه می رود، در بیرون پرخاشگر می شود و…

 

 

گفتگو از: وحید خدادادی

 

 

 

لینک کوتاه : https://safiiir.ir/?p=2259

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.